نمی خواهم چیزی بنویسم یا حرفی بزنم. انگار این کلمه شدن ها، جریان اتفاقی که باید بیفتد را تند تر یا کند تر می کند. فقط می خواهم که همه وجودم چشم باشد و نگاه کنم و فکر و فکر و فکر، و آرام و آرام تر... ء
Hello world!
4 months ago
شهر من است
سازهای بادی کلا پدیده های عجیبی اند. چیزی که با نفس تو به صدا در بیاید، حتی اگر از روی نت و اون نقطه های سیاه و سفید هم بنوازی، باز حال و روزت رو به رخت می کشه... بعد وقتی صدای اجرای اصلی رو می شنوی، سعی می کنی اسکاتو های نا به جا رو اصلاح کنی، نفس ات رو و سرعت دمیدن در ساز رو تنظیم کنی، کم کم صدایی که از سوراخ های سازت خارج می شه، یه حالتی به خودش می گیره. بعد کم کم به تو هم حالت می ده... میزان اول، میزان دوم، از اون نا آراومی فاصله می گیری...